سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

ما اسیریم یا آزاده؟

طیران مرغ دیدی تو زپایبند شهوت به در آی تا ببینی طیران آدمیت اینکه اسارت یعنی چه، همه می‌دانند. این واژه، از کلماتی است که باری از اندوه را بر دل جاری می سازد.. مسلما کسی خوشش نمی ‌آید اسیر باشد. علتش هم این است که خداوند انسان را موجودی آزاد آفریده است.. اگر بنده او شدی، آنوقت از همه اسارت‌ها خارج می‌شوی و آزادی واقعی را خواهی چشید. چرا که به هیچ چیز وابسته نیستی. نه اسیر زنی نه اسیر فرزند نه اسیر مال و نه اسیر شهوت. اسلام می‌گوید تو نباید بنده هیچ کس باشی، حتی بنده نفس اماره خودت هم نباش. مبادا او تو را اسیر کنده فقط بنده یک موجود باش، آنهم خدای متعال، اگر بنده او شدی، آنوقت نه اسیر زنی نه اسیر فرزند نه اسیر مال و نه اسیر شهوت. فقط بنده کسی هستی که همه هستی به دست اوست. . بنده او شو که به یک التفات خواجگی هر کون و مکانت دهند . ای مومن این را بدان که تا انسان در قید اسارت نفس و شهوات آن است ، و سلسله هاى طولانى شهوت و غضب در گردن او است ، به هیچ یک از مقامات معنوى و روحانى نایل نمى شود،. انسان عاقل رؤ وف به حال خود، باید به هر وسیله اى شده ، خود را از این اسارت خارج کند و تا فرصت دارد و قواى او سالم است ، و حیات و صحت و جوانى برقرار است در مقابل آن قیام کند. و سوء و گذشتن این چند روزه را به باطن قلب خود بفهماند، و قلب را بیدار کند و به قلب بفهماند حقیقت منقول است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: دنیا کشتگاه بازپسین است . اگر این چند روزه کشت نکنیم و عمل صالح انجام ندهیم ، فرصت از دست مى رود. اى عزیز ! با آن که این عالم دار جزا نیست ، و محل بروز سلطنت حق نیست ، و زندان مومن است ، اگر خود را از اسارت نفس رهایی بخشی وبه بندگی وطاعت پروردگار بپردازی و دل خود را تنها در پی یک معبود رهسپارکنی در همین عالم آثار آن را به وضوح خواهی دید خداوند چنان وسعتی در قلب و درونت قرار خواهد دادکه محل ظهور همه ی معرفت ها باشد .


[ پنج شنبه 95/9/4 ] [ 8:3 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]

حضرت امام....

در جمع نشسته بودیم که یکمرتبه دیدیم آقا به طرف آشپزخانه می روند. از ایشان سؤال کردیم کجا تشریف می برید؟ گفتند: می روم آب بخورم. گفتیم: به ما بگویید تا برایتان آب بیاوریم. فرمودند: مگر خودم نمی توانم این کار را انجام دهم؟ بعد با خنده گفتند انسان باید خودکفا باشد.


[ چهارشنبه 95/8/12 ] [ 8:49 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]

کوچ ...

Image result for ?عکس نوشته های امید ب خدا?‎


[ چهارشنبه 95/6/24 ] [ 8:8 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]

خدایا شکرت....


[ پنج شنبه 95/5/28 ] [ 12:54 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]

خدایا می دانم که میشنوی...

 

 

پروردگارا

از تو می خواهم:

نه مثل مختار قبل از واقعه

نه مثل حربن زیاد ریاحی میان واقعه

ونه مثل توابین بعد از واقعه

بلکه مثل عباس در تمام واقعه

و مثل مسلم پیشتاز واقعه

در رکاب کسی باشیم که به انتظارش نشسته ایم....


[ سه شنبه 95/4/22 ] [ 1:42 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]

فقط خدا


خدایا

چه کسی بهتر از تو برای امید بستن؟

برای دعا کردن وخواندن؟

چه کسی بهتر از تو برای عشق ورزیدن

وچه پاسخی عاشقانه تر وشیرین تر از پاسخ تو به  بنده ات؟

خدایا..

آنقدر  نعمت هایت  بزرگ هست  که  کم اورده ایم

مارا  همیشه شاکر نعمت هایت  قرار بده

خدایا

باور داریم که شکر نعمت نعمتت افزون کند

همانا وعده تو حق است

ومنتظریم این را هم بیش از بیش به ما بچشانی

 اگرچه که تاکنون به ما  وعده ات را نشان داده ای

خدایا

عشق خود را سرلوحه همیشگی زندگیمان   قرار بده

و قدم هایمان  را بر پل لرزان وسست صراط استوار بدار

 خدایا

رحمت واسعه ورحمت خاصه ات را شامل حالمان بگردان...


[ سه شنبه 95/3/25 ] [ 1:35 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]

هرچه قدر هم آدم خوبی باشید...


[ سه شنبه 95/3/25 ] [ 1:23 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]

دلم یک نقل قول می خواهد...

اربابم

دلم یک کربلا می خواهد

بغض هایم راگذاشته ام

بین الحرمین بشکنم...

دردودلهایم را گذاشته ام برای امام شما بگویم ..

نگاهم راکنار گذاشته ام برای دیدن شش گوشه..

کمتر صحبت می کنم...

میترسم آنجا برای حسین حسین گفتن کم بیاورم...

من که ندیده ام..

من که نرفته ام..

می گویند بین الحرمین عجب صفایی دارد...

می گویند هوایش عطر بهشتی دارد...

می گویند..

خسته ام از این می گویندها..

دلم یک نقل قول از خودم در وصف کربلا می خواهد...


[ سه شنبه 95/3/25 ] [ 1:15 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]

رهبرم.....


[ دوشنبه 95/1/30 ] [ 3:20 عصر ] [ ارمغان تنهایی ]


="color:#ffffff;margin-top:0px;">